تاريخ : جمعه یکم آذر 1392 | 12:45 | نویسنده : کیمیا خرمی
یه دوس پسر دارم انقــــــــــــــــــــــــدر خوشگله که حس میکنـــــــــــم 


ســـــــر کـــــــــارم گذاشتـــــه .... منـــــــــــم میخوام باهـــــــــــاش کــــــــــات کنم :-/ :l



تاريخ : چهارشنبه یکم آبان 1392 | 20:20 | نویسنده : کیمیا خرمی


تاريخ : چهارشنبه یکم آبان 1392 | 20:18 | نویسنده : کیمیا خرمی
بـــــــــــــــــرو واسه همیشه قیــــــــــدتو زدم خب منم دیگه مثل تو بـــــــــدم...

.

.

.

.

.

.

پیام 2@fm به دکتر شریعتــــــــــــــی...



تاريخ : جمعه پنجم مهر 1392 | 10:34 | نویسنده : کیمیا خرمی



تاريخ : جمعه پنجم مهر 1392 | 10:30 | نویسنده : کیمیا خرمی



تاريخ : شنبه بیست و نهم تیر 1392 | 19:6 | نویسنده : کیمیا خرمی

در سه حالت میتونی برای "دیگران" مهم باشی:

1.خوشگل باشی

2.پولدار یا مشهور باشی

3.بمیری.


تاريخ : پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 | 11:58 | نویسنده : کیمیا خرمی


تاريخ : پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 | 11:57 | نویسنده : کیمیا خرمی


تاريخ : پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 | 11:57 | نویسنده : کیمیا خرمی



تاريخ : پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 | 11:56 | نویسنده : کیمیا خرمی



تاريخ : پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 | 11:55 | نویسنده : کیمیا خرمی


تاريخ : پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 | 11:50 | نویسنده : کیمیا خرمی



تاريخ : پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 | 11:31 | نویسنده : کیمیا خرمی
آقای داماد چه کاره هستن؟
توی شرکت پاکسان کار میکنن
اونجا کارشون چیه دقیقا
به سلامت خانواده می اندیشن!



تاريخ : پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 | 11:30 | نویسنده : کیمیا خرمی

پسره : اسمت چیه ؟

دختره : یه شارژ بفرست.

پسره : چند سالته ؟؟؟

دختره : یه شارژ بفرست.

پسره : خیلی دوسِـت دارم میخـوام بیام خواستگاریـت !!

دختره : واقعاً ؟؟ کِی ؟؟

پسره : یه شارژ بفرست !…



تاريخ : پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 | 11:20 | نویسنده : کیمیا خرمی
رفتم پیش دکتر روانشناس میگه به مشکلات بخند!


منم تصمیم گرفتم حرف دکترم رو گوش کنم!



مرغ کیلویی هـفـت هزار تومن! (هـهـه)



نان 300 تومن!( ههه!)



برنج کیسه ای 40 هزار تومن! ( ای خدا مردم از خنده ههه!)



روغن دولیتری 10 هزار تومن( ههه آی دلم !)



قند کیلویی دوهزار و پونصـد ! (به من چه آخه من که چایی خور نیستم ههه!)



کره و پنیر و شیر و ماستو...( اینا هم ههه!)



شهریه باشگاه: اوه ولش کن من ک چن ماهه بی خیاله باشگا شـدم (ههه)



وسیله ی طبی پـاهـام بــِر ِیس *بالای 1 میلیون* 



منو این همه خوشبختی محـالـه ، محالــه



تاريخ : پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 | 11:16 | نویسنده : کیمیا خرمی

چند مرد در رختکن يک باشگاه ورزشى مشغول لباس پوشيدن بودند که تلفن یکیشون که روى نيمکت بود زنگ زد. مرده گوشى را

 

 برداشت، دکمه  صداى بلند آن را فعّال کرد و شروع به حرف زدن کرد. توجه بقيه هم به مکالمه  تلفنى او جلب شد.


مرد: سلام


زن: عزيزم، منم. تو هنوز توى باشگاهى؟


مرد: آره


زن: من الان توى مرکز خريد هستم. اينجا يک مغازه، پالتو پوست خيلى قشنگى داره که قيمتش  سه ميليون تومنه. از نظر تو اشکالى نداره

 

 بخرم؟


مرد: چه اشکالى داره؟ اگه خوشت اومده بخر.


زن: ضمناً از جلوى يک ماشين فروشى رد شدم. يک بنز
2007 خيلى خوشگل گذاشته بود پشت ويترين.


مرد: چند بود؟


زن:
 45 ميليون تومن


مرد: باشه، بخرش. فقط مطمئن شو که دست اول باشه


زن: عالى شد! آخرين چيز هم اين که اون خونه‌اى که پارسال ديديم يادته؟ صاحبش حالا راضى شده نهصدو پنجاه ميليون تومن بفروشدش.


مرد: بهش بگو نهصد ميليون. فکر کنم قبول کنه. ولى اگه هيچ جورى قبول نکرد.پنجاه ميليون اضافه‌ش را هم بده. خونه  خيلى خوبيه.


زن: باشه. خيلى ممنون. دوستت دارم عزيزم. مى‌بينمت.


مرد: خداحافظ! مواظب خودت باش.

 
مرد تلفن را قطع کرد. بقيه  مردها در رختکن باشگاه هاج و واج به او نگاه مى‌کردند و دهنشان باز مونده بود.


مردى که تلفن را جواب داده بود لبخندى زد و پرسيد: اين تلفن موبايل مال کى بود؟




تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 | 21:4 | نویسنده : کیمیا خرمی


تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 | 21:1 | نویسنده : کیمیا خرمی

ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻢ ﯾﻪ ﮐﺎﺭﺕ ﺷﺎﺭﮊ ﺑﺨﺮ ﻭﺍﺳﻢ


ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﯾﻬﻮ ﺁﻧﺘﻦ ﮔﻮﺷﯿﺶ ﺭﻓﺖ


ﻣﻦ ﻫﯽ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﺍﻟﻮﻭ ﺍﻟﻮﻭ… ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻔﺖ:


ﻫﯽ ﺍﻟﻮﻭ ﺍﻟﻮﻭ ﻧﮑﻦ ﺍﺻﻼ ﺻﺪﺍﺕ ﻧﻤﯿﺎﺩ !



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 | 21:0 | نویسنده : کیمیا خرمی
دختره استاتوس گذاشته " درد زایمان خیلی زیاده "

پسره کامنت گذاشته "درکت میکنم "

پیشرفت قابل توجهی داشتن پسرا ،

دیگه کار از زیر ابروو برداشتن گذشت !!!

تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 | 20:59 | نویسنده : کیمیا خرمی


تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 | 20:58 | نویسنده : کیمیا خرمی
پــسـر : کجــا میری ؟
 
دخـتـر : میـرم خودکشی کنم
 
پــســر : پس چــرا اینقد آرایش کردی ؟
 
دختر : آخــه فردا عکسم تو روزنامه ها چـاپ مـیـشه !

تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 | 20:57 | نویسنده : کیمیا خرمی


تاريخ : سه شنبه سیزدهم فروردین 1392 | 23:45 | نویسنده : کیمیا خرمی


تاريخ : سه شنبه سیزدهم فروردین 1392 | 23:41 | نویسنده : کیمیا خرمی

سر کلاس بچه ها داشتن سر وصدا میکردن ..

یهو ناظم میاد میگه : ایــــنجا طویلس ؟؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یهو یکی برگشت گفت : نه آقا ! اشتباه اومدی


تاريخ : جمعه بیستم مرداد 1391 | 17:52 | نویسنده : کیمیا خرمی


تاريخ : جمعه بیستم مرداد 1391 | 17:49 | نویسنده : کیمیا خرمی
این کفش در فروشگاههای کفش به فروش می رسد در حالی که به طور عمد روی آن نقش و کلمات ( الله - محمد - الاسلام) نگاشته شده چون شرکت فلاي فيت مرکزش در هيوستن/ آمریكا می باشد

خداوند به شما اجر جزیل عنایت خواهد کرد

به قیمت کفش لطفا توجه کنید

خواهش می کنم که این را باز نشر کنید

تا توطئه این شرکت به خودش برگردد و شکست سختی بخورد
به یاری خداانشاء الله تعالی



تاريخ : جمعه بیستم مرداد 1391 | 17:40 | نویسنده : کیمیا خرمی


تاريخ : جمعه بیستم مرداد 1391 | 17:33 | نویسنده : کیمیا خرمی
تاريخ : جمعه بیستم مرداد 1391 | 17:33 | نویسنده : کیمیا خرمی
تردستی با علم شیمی ( عکس متحرک ) www.taknaz.ir

تاريخ : جمعه بیستم مرداد 1391 | 17:32 | نویسنده : کیمیا خرمی
http://hashtgerd2.persiangig.com/images/(hashtgerd.bloghaa.com)troll212.jpg

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ